الشيخ عزيز الله عطاردي (مترجم: عطائى)

54

مسند الإمام الهادي (ع) (مسند امام هادى ع) (فارسى)

2 - از ابوطيّب يعقوب بن ناصر مثنَّى نقل كرده ، مىگويد : متوكّل هميشه مىگفت : واى بر شما ! كار ابن الرضا مرا درمانده و بيچاره كرده است ، او از مى خوارگى با من روگردان است و از هم‌نشينى با من گريزان ، و هيچ فرصتى در اين كارها به من نمىدهد ! اطرافيان گفتند : اگر از خود او مقصود خود را بر نمىآورى ، اينك برادرش موسى كه غرق بازى و همراه با ملاهى است ؛ مىخورد و مىنوشد و دنبال عشق است ! متوكّل گفت : بفرستيد تا او را بياورند كه در برابر ابن‌الرّضا او را بنمايانم ! و بگويم : اين هم ابن‌الرّضاست ! طى نامه‌اى به او نوشت و با احترام تمام او را به سامرا آوردند ، و همه رجال بنى هاشم و سران سپاه و مردم به پيشواز او رفتند ، ضمناً با او شرط كرده بودند چون به سامرا آمد ، زمينهايى به او واگذار مىشود و در آنجا خانه‌اى برايش بسازند و مى فروشان و كنيزان را مشگر را نزد او گرد آورند و به او جايزه و پاداش نيكو دهند و منزل مخفيانه‌اى براى او فراهم كنند كه متوكّل خودش در آنجا به ديدار وى آيد . ولى همين كه موسى به سامراء رسيد ابوالحسن عليه السلام سرجسر ( پل ) وُصيف كه جاى استقبال واردين بود به استقبال او رفت و او را ديد و به او سلام كرد و حق او را ادا نمود و سپس به وى گفت : « اين مرد تو را خواسته تا آبرويت را بريزد و تو را خوار و زبون سازد ، مبادا نزد او اعتراف كنى كه شراب خرما را چشيده‌اى ! » . موسى در پاسخ امام عليه السلام گفت : اگر براى اين كار مرا خواسته است راه چاره چيست ؟ !